منو

همه افتخار ایران به این جمله پیامبر است که: فرمود اگر دانش در ثریا هم باشد، افرادی ار فارس به آن دست پیدا می کنند.

و امام جعفر صادق

غیرت شما کجاست؟

دانشمندانی که نان ایران را می خورند، ولی برای حفظ نام ایران، کاری نمی کنند! سالها است که تبلیغ می کنند: یونان مهد تمدن بوده و: یک شهر برای آنان، از یک تاریخ بزرگتر است. ولی وقتی ما می خواهیم از: ایران صحبت کنیم، می گویند تاریخ را رها کنید! کورش و داریوش را ندیده بگیرید، و از الان صحبت کنید.

از الان هم که می خواهیم صحبت کنیم، می گویند فارسی را رها کنید، زبان بین المللی را ببینید. واقعا باید پرسید غیرت شما کجاست؟ چرا خارجی ها، هرچه از وطنشان بگویند، خوب وطن پرستی است، ولی ما از ایران نباید حرفی بزنیم و یادی بکنیم؟ ایا دانشمندان به اندازه یک سرباز هم، نباید غیرت داشته باشند؟ چطور موقع جنگ و جانبازی می رسد، باید تا آخرین قطره خون مبارزه کرد: جان داد ولی خاک نداد، اما در حوزه فرهنگی، اصلا دفاع نکرد؟ وقتی در همایش های بین المللی، شرکت می کنیم با اینکه در ایران هستیم، ولی نه زبان فارسی، در آن ارزشی دارد و نه نام ایران، بلکه همه چیز در سیطره: انگلیس و تخم و ترکه آن است. حتی برای آب خوردن هم، سخنرانان باید انگلیسی در خواست کنند. کنگره انجمن چشم پزشکان، یکی از این نمونه ها است. بروشور ها و سخنرانی ها، و حتی برنامه ها به زبان انگلیسی است، گویا چشم پزشک شده اند تا: فارسی را دور بریزند و: آن را نابود کنند. مگر آنها وطن نمی شناسند؟ و خاک وطن برایشان مفهومی ندارد؟ فلسفه غریبه پرستی در ایران، به غرب پرستی شده و: کلمه غربت و غرب، یک ریشه پیدا کرده اند. در حالیکه به نظر می رسد باید: پرستندگان غرب، از این بت پرستی جدید، دست بردارند. دانشمندان باید نمونه بارز: میهن دوستی و میهن پرستی باشند. مرزهای دانش هم مانند: مرزهای وطن مقدس هستند. همه افتخار ایران به این جمله پیامبر است که: فرمود اگر دانش در ثریا هم باشد، افرادی ار فارس به آن دست پیدا می کنند. ما باید برای احترام به سخنان پیامبر هم که شده، در ایام ولادت ایشان، ثابت کنیم که حرف درستی فرموده است. والا میتوانست بفرماید: اگر علم در آسمانها هم باشد، بشر روی زمین، به آن دست پیدا می کند. اما دانشمندان و استادان و: فرهیختگان ما امروز برعکس عمل می کنند: تمام یافته های خود را دراختیار غربی ها قرار می دهند، تا بنام آنها منتشر شود. همه فکر و ذکر آنها، رفتن به دیار غربت و زندگی در غرب است. همه خوبیهای ایران را، به غرب نسبت می دهند و همه زشتی های: غرب را نادیده می گیرند. حتی به اندازه یک سرباز غیرت ندارند! مسخره هم می کنند. یعنی از نظر آنها علم برابر است با: اجنبی پرستی و فقط کسانی از: وطن دفاع می کنند که: بی سواد و یا کم اطلاع باشند. همه این ها نتیجه: استعماری بودن دانشگاهها است. زیرا هنوز هم اگر دانشجو، یا استادی مقاله ای بنویسد، اول باید آن را در آی اس آی ثبت کند. اگر اختراعی شود، حتما باید برای تجاری سازی آن، باید به خارج فرار کند. اگر تا زیر خرخره او را، طلا بگیرند باز هم ناراضی است! و می گوید جای من اینجا نیست! هنوز انقلاب فرهنگی اتفاق نیافتاده، ستاد انقلاب فرهنگی، خودش اساس ضد فرهنگ است! همه اعضای ستاد، تحصیلکرده غرب هستند، و هرچه بیشتر در امریکا گردش کرده باشند! درجه استادی بیشتری دارند. اگر کتاب باارزشی هم داشته باشند، باید به انگلیسی بنویسند، و مورد تایید آمریکایی ها هم باشد. بانفوذ ترین حرفها را، کسانی می زنند که کانلا انگلیسی حرف بزنند. سعدی و حافظ برای آنها مرده! بجای ان، هایدگر و شوپنهاور و استاد های: دست چندم آمریکا و انگلیس آمده. از ذکر کلمات آنان در متون خود شان، آنقدر خوشحال می شوند که: از ذکر خدا باید خوشحال شوند.

سید احمد حسینی ماهینی از ماهین نیوز
Where is your zeal?
Scientists who eat bread in Iran do not do anything to keep the name of Iran! For years, they have been promoting: Greece is the cradle of civilization: a city for them is a bigger date. But when we want to talk about Iran, let’s leave history! Do not miss Cyrus and Darius, and talk now. From now on, we want to talk, say Farsi, see the international language. Really you need to ask where is your zeal Why foreigners, whatever they say from their homeland, are good at patriotism, but we should not talk about Iran from our point of view? Should scientists, as much as a soldier, have no zeal? How to fight war and veteran, it must fight for the last drop of blood: it died, but did not kill the soil, but did not defend at all in the cultural sphere? When we participate in international conferences, although we are in Iran, but not the Persian language, it has a value, not the name of Iran, but everything is in control: England and the egg, and so on. Even for eating drinkers, speakers should ask for English. The Congress of Ophthalmologists is one of those examples. Brochures and lectures, and even programs in English, seem to have been ophthalmologists to: Farsi to be thrown away and: Destroy it. Do not they know the homeland? And the soil of the homeland does not make sense to them? The stranger philosophy in Iran is widespread in the West, and the word “rosary” and the west have become rooted. While it seems: Western worshipers must stop this new idolatry. Scientists should have a prominent example: patriotism and patriotism. The boundaries of knowledge are like: the borders of the sacred homeland. All of Iran’s pride is in the statement of the Prophet: He said that if knowledge is in Thuraya, then the people of Persia will achieve it. We must prove that he has given the correct answer in order to respect the words of the Prophet, during his birth. Wisdom could say: If science is in the heavens, human beings on earth will achieve it. But scientists, professors, and educators: Today, our practitioners act in the opposite way: they put all their findings in the hands of the West, in order to be named. All the thought and mention of them is to go to the land of roving and living in the West. All the goodness of Iran is attributed to the West and ignores all the ugliness: the West. They do not even have the same size as a soldier! They make fun. In other words, science is equal to: altruism and only those who defend the homeland: illiterate or poorly informed. All of this is the result of the colonialization of universities. Because still, if a student, or a professor writes a paper, must first register it at the ISI. If it’s invented, then it’s imperative that you run out of business to commercialize it. If you get gold under his prey, he’s still unhappy! And he says:, I’m not here! The Cultural Revolution has not yet happened; the headquarters of the Cultural Revolution itself is the basis of anti-culture! All the headquarters are educated in the West, and the more they have flown in the United States! Have more degree of mastering. If they have a worthwhile book, they should also write in English, and be approved by the Americans. The most influential words are those who call the English Conla to speak. Saadi and Hafiz are dead for them! Instead, Heidegger and Schopenhauer, and professors: there came a hand in the United States and Britain. Remembering the words in their texts, they are so pleased that they should be happy with God’s name.
أين هو حماسك؟
العلماء الذين يتناولون الخبز في إيران لا يفعلون أي شيء للحفاظ على اسم إيران! لسنوات، لقد تم تعزيز: اليونان هي مهد الحضارة: مدينة بالنسبة لهم هو تاريخ أكبر. ولكن عندما نريد أن نتحدث عن إيران، دعونا نترك التاريخ! لا تفوت سايروس وداريوس، والحديث الآن. من الآن فصاعدا، نريد أن نتحدث، ويقول الفارسية، انظر اللغة الدولية. حقا تحتاج إلى أن تسأل أين هو حماسك لماذا الأجانب، مهما قلت من وطنهم، جيدة في الوطنية، ولكن لا ينبغي لنا أن نتحدث عن إيران من وجهة نظرنا؟ فهل ينبغي للعلماء، بقدر الجندي، ألا يكونوا متحمسين؟ كيف لمحاربة الحرب والمخضرم، يجب أن الكفاح من أجل آخر قطرة من الدم: مات ولكن لم يقتل التربة، ولكن لم يدافعوا على الإطلاق في المجال الثقافي؟ عندما نشارك في المؤتمرات الدولية، على الرغم من أننا في إيران، ولكن ليس اللغة الفارسية، له قيمة، وليس اسم إيران، ولكن كل شيء في السيطرة: بريطانيا والبيض، وهلم جرا. حتى بالنسبة لأكل الشراب، يجب على المتحدثين طلب اللغة الإنجليزية. ويعد مؤتمر أطباء العيون واحدا من تلك الأمثلة. الكتيبات والمحاضرات، وحتى البرامج باللغة الإنجليزية، ويبدو أن يكون طبيب العيون ل: الفارسية خارج و: تدميره. ألا يعرفون الوطن؟ وتربة الوطن لا معنى لها؟ فلسفة الغريب في إيران منتشرة على نطاق واسع في الغرب، وأصبحت كلمة “المسبحة” والغرب متجذرة. في حين يبدو: يجب على المصلين الغربيين وقف هذه الوثنية الجديدة. يجب أن يكون للعلماء مثال بارز: الوطنية والوطنية. حدود المعرفة هي مثل: حدود الوطن المقدس. كل فخر إيران هو في بيان النبي: قال إذا كانت المعرفة في الثريا، ثم شعب بلاد فارس سوف يحقق ذلك. يجب أن نثبت أنه أعطى الإجابة الصحيحة من أجل احترام كلمات النبي، خلال ولادته. الحكمة يمكن القول: إذا كان العلم في السماوات، والبشر على الأرض تحقيق ذلك. ولكن العلماء والأساتذة والمربين: اليوم، ممارسينا يتصرفون في الاتجاه المعاكس: وضعوا كل ما توصلوا إليه في أيدي الغرب، من أجل أن يكون اسمه. كل الفكر ونذكر منهم هو الذهاب إلى أرض من المتجولين والمعيشة في الغرب. كل خير إيران يعزى إلى الغرب ويتجاهل كل القبح: الغرب. انهم حتى لا يكون لها نفس حجم الجندي! أنها تسخر. وبعبارة أخرى، العلم يساوي: الإيثار وفقط أولئك الذين يدافعون عن الوطن: الأميين أو سيئة المعرفة. كل هذا نتيجة لاستعمار الجامعات. لأنه لا يزال، إذا كان الطالب، أو أستاذ يكتب ورقة، يجب أولا تسجيله في إيسي. إذا اخترع، فمن الضروري أن نفد من الأعمال التجارية لتسويقها. إذا كنت تحصل على الذهب تحت فريسته، وقال انه لا يزال غير سعيدة! ويقول: أنا لست هنا! الثورة الثقافية لم يحدث بعد؛ مقر الثورة الثقافية نفسها هي أساس لمكافحة الثقافة! يتم تعليم جميع المقرات في الغرب، وأكثر من ذلك قد تطير جوا في الولايات المتحدة! الحصول على درجة أكبر من إتقان. إذا كان لديهم كتاب جدير بالاهتمام، يجب أن يكتبوا أيضا باللغة الإنجليزية، وأن يوافق عليها الأميركيون. الكلمات الأكثر تأثيرا هي أولئك الذين يدعون كونلا الإنجليزية للتحدث. الساعدي وحافظ ميتا بالنسبة لهم! بدلا من ذلك، هايدجر وشوبنهاور، والأساتذة: جاء هناك يد في الولايات المتحدة وبريطانيا. تذكر الكلمات في نصوصهم، هم سعداء جدا أن تكون سعيدة مع اسم الله.
Səyləriniz haradadır?
İranda çörək yeyən elm adamları İran adını saxlamağa çalışmırlar! İllərdir onlar təşviq edir: Yunanıstan sivilizasiyanın beşiyi: onlar üçün bir şəhər daha böyük bir tarixdir. Ancaq İran haqqında danışmaq istəyəndə, tarixi buraxaq! Cyrus və Darius’u qaçırmayın və indi danışın. Bundan sonra danışmaq istəyirik, Farsı deyək, beynəlxalq dilinə baxın. Həqiqətən, səy göstərdiyiniz yerdən xahiş etməliyik Nə üçün xaricilər, vətəndən deyirlər, vətənpərvərlikdə yaxşıdırlar, amma biz İran baxımından danışmırıq? Alimlər, əsgər kimi, heç bir səy göstərməməlidirmi? Müharibə və veteranla mübarizə aparmaq üçün, son qan damarı üçün mübarizə aparmaq lazımdır: öldü amma torpağı öldürmədilər, amma mədəni sahədə müdafiə etmədilərmi? Beynəlxalq konfranslarda iştirak edərkən, İranda olmasına baxmayaraq, fars dilində deyil, İranın adına deyil, hər şey nəzarətdədir: İngiltərə və yumurta və s. Hətta içki içənlər üçün natiqlər ingilis dilini soruşmalıdırlar. Oftalmoloqlar Konqresi bu nümunələrdən biridir. Broşuralar və mühazirələr və hətta ingilis dilində proqramları belə bir oftalmoloq olmuşdur: Farsi çıxardı və onu məhv etdi. Vətəni tanımırlarmı? Vətən torpağı onlara məcbur deyil? İrandakı qərib fəlsəfəsi Qərbdə geniş yayılmışdır və “rosary” və qərb sözü köklü olmuşdur. Göründüyü kimi: Qərbin ibadət edənləri bu yeni bütpərəstliyi dayandırmalıdırlar. Alimlər görkəmli bir nümunə olmalıdır: vətənpərvərlik və vətənpərvərlik. Bilik hüdudları belədir: müqəddəs Vətən sərhədləri. Bütün İranın qüruru Hz. Peyğəmbərin bəyanatında: “Əgər bilik Thuraya varsa, Fars xalqı bunu bacaracaq” dedi. Doğruluğunda Peyğəmbərin sözlərinə hörmət etmək üçün düzgün cavab verdiyini isbat etməmiz lazımdır. Hikmət deyir: “Elm göylərdədirsə, yer üzündə olan insanlar bunu bacaracaqlar. Amma elm adamları, müəllimlər və müəllimlər: Bu gün praktiklərimiz əks istiqamətdə hərəkət edirlər: bütün tapıntılarını adlandırmaq üçün Qərbin əlinə qoydular. Bütün düşüncələr və qeydlər Qərbdə yaşayan və yaşayan torpaqlara getməkdir. İranın bütün yaxşılığı Qərbə aiddir və bütün çirkinliyi görmür: Qərb. Hətta əsgər kimi eyni ölçüyə malik olmurlar! Onlar əylənirlər. Başqa sözlə, elm bərabərdir: altruizm və yalnız vətəni müdafiə edənlər: savadsız və ya pis məlumatlar. Bütün bunlar universitetlərin müstəmləkəçiliyinin nəticəsidir. Halbuki, əgər bir tələbə, ya da bir professor bir kağız yazsa, əvvəlcə onu ISI-da qeyd etməlidir. Bu icad edilsə, onda ticarət etmək üçün biznesdən qaçınmaq vacibdir. Onun ovu altında qızıl alırsan, hələ də bədbəxt deyil! Və deyir, mən burda deyiləm! Mədəniyyət İnqilabı hələ baş vermədi, Mədəniyyət İnqilabı mərkəzinin özü anti-mədəniyyətin təməlidir! Bütün qərargahlar Qərbdə təhsil alırlar və ABŞ-da daha çox yola düşürlər! Daha çox mənimsəmə dərəcəsi var. Onlar dəyərli bir kitab varsa, onlar da ingilis yazmaq və amerikalılar tərəfindən təsdiq olunmalıdır. Ən təsirli sözlər danışmaq üçün İngilis Conla deyənlərdir. Saadi və Hafiz onlar üçün ölmüşdü! Bunun əvəzinə, Heidegger və Schopenhauer və professorlar: Birləşmiş Ştatlarda və İngiltərədə bir əli gəldi. Mətnlərində sözləri xatırlayaraq, onlar Allahın adından xoşbəxt olmaları üçün çox xoşbəxtdirlər.

نویسنده

سید احمد حسینی ماهینی

سید احمد حسینی ماهینی

سال 1333 تهران بدنیا آمده و درسال 1352از دبیرستان غلمیه بهارستان دیپلم گرفته وارد دانشگاه تهران شدم از سال 1348با مجله جوانان دختران پسران بعنوان خبرنگار همکاری می کردم و در فکاهی توفیق هم می نوشتم در سال 1382مجوز هفته نامه ماهین و درسال 1390هفته نامه عصر تمدن را داشتم در سال 1392مجوز پیایگاخ خبری را دریافت نمودم

پست‌های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید